دانلودیها | دانلود نرم افزار , برنامه و بازی اندروید

آنچه شما درباره خود فكرمی كنید، بسیار مهمتر از اندیشه هایی است كه دیگران درباره شما دارند.

مطالب محبوب این ماه

بیوگرافی ساره جوانمردی

بیوگرافی کامل ساره جوانمردی

بیوگرافی ساره جوانمردی

ساره جوانمردی دودمانی (زاده ۱۷ آذر ۱۳۶۳ در شیراز) عضو تیم ملی تیراندازی بانوان جمهوری اسلامی ایران است. جوانمردی مدال طلای پارالمپیک ریو و مدال برنز پارالمپیک لندن را کسب کرده است. او نیز هم اکنون دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی در دانشگاه شیراز و کارمند اداره کل ورزش و جوانان استان فارس می باشد.
پارالمپیک لندن
در مسابقات تیراندازی پارالمپیک ۲۰۱۲ لندن، انگلستان موفق به کسب مقام سوم و مدال برنز گردید. در مراسم اهدای مدال وی به مرد اهدا کننده دست نداد.

پارالمپیک ریو
ساره جوانمردی در المپیک ریو موفق به کسب دو مدال طلا شد. او در بخش تفنگ بادی ۱۰ متر پارالمپیک ریو ۲۰۱۶ به مدال طلا دست یافت.. او به امتیاز ۱۹۳٫۴ رسید و رکورد جهانی را جابه‌جا کرد. مدال طلای ساره جوانمردی، نخستین طلای کاروان ایران در المپیک ۲۰۱۶ بود. ساره جوانمردی همچنین در ماده تپانچه خفیف ۵۰ متر میکس موفق شد به مدال طلای پانزدهمین بازی‌های پارالمپیک دست پیدا کند.

بیوگرافی ساره جوانمردی

تیراندازی قهرمانی جهان معلولان آلمان

در تیرماه سال ۱۳۹۳ شمسی و در روز نخست مسابقات تیراندازی قهرمانی جهان در آلمان، ساره جوانمردی ورزشکار شیرازی به مقام قهرمانی ماده تفنگ بادی ۱۰ متر P2 رسید. در پایان مسابقات بخش بانوان در قسمت انفرادی ساره جوانمردی قهرمان ورزش تیراندازی از کشور ایران، با کسب امتیاز ۱۹۵٫۶ به عنوان قهرمانی جهان دست یافت.
انتخاب به عنوان بهترین بازیکن ۲۰۱۴ آسیا

این انتخاب به دلیل عملکرد ساره جوانمردی در رقابتهای پاراآسیایی اینچئون و کسب دو نشان طلا، انجام شده است و بر این اساس وی به عنوان بهترین ورزشکار زن آسیا در سال ۲۰۱۴ نیز معرفی شده است.

منبع: بیوگرافی ساره جوانمردی

بیوگرافی ساره جوانمردی

بیوگرافی فریبا متخصص

بیوگرافی فریبا متخصص

بیوگرافی فریبا متخصص

فریبا متخصص (زاده ۱ مرداد ۱۳۴۰ در بروجرد) بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون ایرانی است. او در سریال شهرزاد ایفای نقش کرده است وی همچنین در رادیو نیز به عنوان گوینده نمایش‌های رادیویی و دوبلر فعالیت می‌کند فریبا متخصص در ۱ مرداد ماه سال ۱۳۴۰ در بروجرد متولد شد. کار هنری خود را از سال ۱۳۶۰ با تئاتر آغاز کرد
او فعالیت خود را در تلویزیون و رادیو به ترتیب از سال‌های ۱۳۶۲ و ۱۳۶۸ آغاز نمود و در سال ۱۳۷۰ به عرصه سینما راه یافت. وی در سال ۱۳۷۰ موفق به اخذ مدرک کارشناسی در رشته جامعه شناسی شد. فریبا متخصص، بازیگر تلویزیون، تئاتر و سینما در خصوص آرزویش برای سینمای سال 95 گفت: در حال حاضر سینمای ما کلیشه شده و با وجود بازیگران خوب فراوان، که متأسفانه بیکارند شاهد حضور نابازیگران بسیاری هستیم که باید برای بهتر شدن وضعیت سینما در این باره به تکاپو بیفتیم و مشکلات را حل کنیم

وی اظهار داشت: از مسئولان فرهنگی تقاضا دارم که سینما و تئاتر ما را در همه بخش‌ها به خصوص حیطه‌ بازیگری که جزو مشاغل نیست و به عنوان شغل شناخته نشده، حمایت کنند تا به امنیت کاری مناسبی برسیم. متخصص در مورد گذراندن تعطیلات نوروزی اظهار داشت: تا روز سیزدهم عید مشغول بازی در سریال قرعه به کارگردانی بروز نیک‌نژاد هستم به این خاطر نمی‌توانم جایی بروم، در کل سال خوبی برای هموطنان آرزو می‌کنم.
مجموعه تلویزیونی
زمانه (۱۳۹۱)
ملکوت (۱۳۸۹)
سایه تنهایی (۱۳۸۸)
بوی غریب پاییز (۱۳۸۳)
[ به دنیا بگویید بایستد](1385)
سریال قرعه نوروز 1395
فیلم‌شناسی

آشیانه ای برای زندگی (۱۳۸۷)
شب مکافات (۱۳۸۵)
مکس (۱۳۸۲)
سیب سرخ حوا (۱۳۷۷)
روزی که خواستگار آمد (۱۳۷۵)
ماه پیشونی (۱۳۷۴)
خواب زمستانی (۱۳۶۸)
شنگول و منگول (۱۳۶۳)

منبع: بیوگرافی فریبا متخصص

بیوگرافی فریبا متخصص

بیوگرافی فلامک جنیدی

زندگینامه فلامک جنیدی

بیوگرافی فلامک جنیدی

فلامک جنیدی بازیگر سینما و تلویزیون در بهمن ماه پنجاه و یک ( بهمن ۱۳۵۱ ) در تهران دیده به جهان گشود. او دو خواهر و یک برادر دارد و سوم دبیرستان بود که تصمیم گرفت روزی بازیگر شود. او فارغ‌ التحصیل رشته ی نمایشنامه نویسی است و در دانشگاه نمایشنامه نویسی درس خوانده است. او با رامین ناصر نصیر هم دانشگاهی بود و توسط وی به مهران مدیری معرفی شد.
اولین باری که مردم با چهره او آشنا شدند ایفای نقش در «جنگ ۷۷» بود و پس از آن ببخشید شما، جایزه بزرگ، بدون شرح، شب های برره و… او کار خود را با بازی در سریال‌های مهران مدیری آغاز کرد. فلامک جنیدی هم طی سال‌های اخیر یک پای ثابت مجموعه‌های طنز بوده است. وی با فیلم اینجا چراغی روشن است به کارگردانی رضا میرکریمی بازی در سینما را تجربه کرد.شبانه روز ، پسر تهرونی و ورود آقایان ممنوع از جمله کارهای سینمایی وی بود که در آنها به خوبی درخشید.

فیلم های سینمایی فلامک جنیدی
۱۳۸۹ – فیلم سینمایی ورود آقایان ممنوع – کارگردان رامبد جوان
۱۳۸۷ – پسر تهرونی – کارگردان کاظم راست گفتار
۱۳۸۷ – شبانه روز – کارگردان امید بنکدار
۱۳۸۵ – بی وفا – کارگردان اصغر نعیمی
۱۳۸۱ – اینجا چراغی روشن است – کارگردان رضا میرکریمی
سریال های تلویزیونی و نمایش خانگی فلامک جنیدی
۱۳۷۷ – سریال جنگ ۷۷ – کارگردان مهران مدیری
۱۳۷۸ – ببخشید شما؟ – کارگردان مهران مدیری
۱۳۷۸ – این چند نفر – کارگردان مهران غفوریان
۱۳۷۹ – داستان‌های نوروز – کارگردان مرضیه برومند
۱۳۸۲ – او مثبت – کارگردان علی شاه‌حاتمی
۱۳۸۳ – جایزه بزرگ – کارگردان مهران مدیری
۱۳۸۴ – بدون شرح – کارگردان مهدی مظلومی
۱۳۸۴ – شب های برره – کارگردان مهران مدیری
۱۳۸۶ – چارخونه – کارگردان سروش صحت
۱۳۸۷ – مرد هزارچهره – کارگردان مهران مدیری
۱۳۸۸ – مرد دوهزار چهره – کارگردان مهران مدیری
۱۳۸۹ – قهوه تلخ – کارگردان مهران مدیری
۱۳۹۰ – فراموشی – کارگردان سعید سلطانی
۱۳۹۰ – چمدان – کارگردان خسرو ملکان
۱۳۹۲ – شوخی کردم – کارگردان مهران مدیری
۱۳۹۳ – در حاشیه – کارگردان مهران مدیری
۱۳۹۴ – یادداشت‌ های یک زن خانه‌دار – کارگردان مسعود کرامتی
۱۳۹۴ – دست به نقد – کارگردان شهاب عباسی

منبع: بیوگرافی فلامک جنیدی

بیوگرافی فلامک جنیدی

متن روضه امام حسن مجتبی ع

روضه امام حسن (ع)و امام حسین (ع)

غرق احسان حسین و حسنم بر سر خوان حسین و حسنم

بلبل عشق مرا نام دهید تا غزل خوان حسین و حسنم

هر نم اشک مرا اوج دهد محو عرفان حسین و حسنم

فارغ از عالم سر گشتگی ام تا پریشان حسین و حسنم

نان خور سفره سبطین شدم شکر مهمان حسین و حسنم

قِدمت عشق من امروزی نیست نسل سلمان حسین و حسنم

هر دو غربت زده و مظلومند دیده گریان حسین و حسنم

بنویسید به روی کفنم

از غلامان حسین و حسنم

زهرای اطهر نشسته بو د ، دید حسین دارد می آید ، بغض راه گلویش را گرفته (معمولاً اگر مادر ببیند بچه اش وارد خانه شود ناراحت بود می پرسد چرا گریانی ؟ که ترا اذیت کرده ؟)اشکهای چشمش را پاک کرد زهرای اطهر فرمود : میوه دلم حسینم چرا منقلبی ؟ چرا گریه می کنی ؟ عرضه داشت مادر : امروز من و برادرم حسن ، رفتیم برای زیارت جدمان پیغمبر ، پیغمبر تا ما را دید خوشحال شد ما را در آغوش گرفت ، ما را می بوسید و می بوئید . مرا روی یک زانو نشاند وبرادرم حسن را روی یک زانو ، گاهی دست به سر و روی من می کشید ، گاهی دست به سر و روی برادرم حسن ، گاهی منُ می بوسید گاهی حسن را می بوسید ، مادر فقط یک فرق بود، وقتی من می بوسید زیر گلوی من می بوسید مادر

لبهایش را روی لبهای حسن می گذاشت .

گفت مادر : چرا زیر گلوی برادرم حسن را نبوسید ؟ فرمود : حسینم غصه نخور ، ناراحت نباش ، الان می رویم خدمت پیغمبر ، پیغمبر دید زهرا دارد میاد ، دست حسین گرفته ، قضیه را به بابایش گفت . یک وقت زهرا دید پیغمبر منقلب شد ، گریه کرد .

فرمود : دخترم جبرئیل به من خبر داد حسن را با زهر مسموم می کنند از این رو من لبان او را که محل تماس با زهر می باشد بوسیدم .

زهرا جان با شمشیر سر حسین را از تن جدا می کنند لذا من گلوی او را که محل تماس شمشیر است بوسیدم.

رحمت خدا بر این گریه ها ، اینجا پیغمبر زیر گلوی حسین بوسید اما کربلا ، زینب لبهایش را روی رگهای بریده برادر گذاشت ، همه صدا بزنید حسین …

************************
جانم حسن علیه السلام

پیغمبر وارد خانه شد دیدند زهرا و علی ایستادند ، امام حسن و امام حسین زور آزمایی (کشتی) می کنند، زهرا می گوید :جانم حسین ، علی می گوید : جانم حسین . تا چشم پیغمبر به این صحنه افتاد اشک از چشمان حضرت سرازیر شد فرمود : جانم حسن .

زهرای مرضیه آمد جلو ، بابا قرار به تشویق است حسینم کوچکتر است چرا حسین را تشویق نمی کنی ؟

دخترم به زمین نگاه کردم دیدم تو و علی می گوئید : جانم حسین ، به آسمان نگاه کردم دیدم فرشته ها می گویند : جانم حسین . دیدم حسنم غریب است کسی نیست بگوید حسن ،من گفتم جانم حسن 1 ای غریب نوازها ،

شما هم بگویید جانم حسن ، قربان غربتش بروم آقادر میان دوستانش مظلوم بود ، حتی همسرش قاتلش است .

اما حسین همسری چون رباب دارد بعد عاشوراء رباب در سایه نمی نشست گریه می کرد ، آب می آوردند نمی خورد عمه سادات زینب فرمود : رباب چرا آب نمی خوری ؟ عرضه داشت بی بی جان چطور آب بخورم در حالیکه عزیز فاطمه را با لب تشنه شهید کردند .

1. اکلیل المصائب فی المصائب الاصائب – تنکابنی ، محمد بن سلیمان ،ص 85 .

************************
زهر به همراه خونابه جگر می ریزد

جُناده خدمت آقا امام حسن رسید ، دید طشتی در مقابل حضرت است زهر به همراه خونابه جگر می ریزد جناده متأثر گردید عرض کرد آقا مرا موعظه کنید .حضرت فرمودند : مهیای سفر آخرت باش ، زاد و توشه این سفر را فراهم نما قبل از این که مرگ گریبانت را بگیرد .

جناده می گوید : بعد از این سخنان ، امام حسن بیهوش گردید ، چشم من به درب خانه بود حسین وارد شد با سرعت به طرف برادر آمد سر مبارک برادر را به دامن گرفت ، اشک چشم برادر به صورت امام حسن چکید ، امام به هوش آمد فرمود : حسین جان تو برای من گریه مکن : لا یَومَ کیومِکَ یا ابا عبدالله ، لحظات آخرم تو در کنار بستر منی ، اما کربلا هنگام شهادت تو دشمن دورت حلقه زده است 1

یکی با شمشیر می زند یکی با نیزه می زند آنهایی که حربه ای ندارند دامن شان را پر از سنگ کردند بر بدن حسین – همه صدا بزنیم حسین …

1. شمس الدین ، سید مهدی ، در عزای مظلومان ، شفق ، قم ص56 .

متن روضه امام حسن مجتبی ع

************************
لوای حسن

کنید عالمیان گریه در عزای حسن که شد بلند به ماتم ز نو لوای حسن

اگر گذشت محرم رسید ماه صفر حسینیان بخروشید در عزای حسن

پی تسلّی زهرا خوش آنکه می گرید گهی برای حسین و گهی برای حسن

غمی که داشت دردل غمین شرحش ز من مجو که حسن داند و خدای حسن

بحال اوبنگر جور چرخ و طغیانش که بعد قتل ، عدو کرد تیر بارانش

قربان غربتت بروم آقا ، چقدر آزار و اذیت کردند فرزندان فاطمه را ، بعد باباش علی ، دوم مظلوم عالم است امام حسن ، بعد شهادت هم بدن مطهرش را تیر باران کردند بدن امام حسن را در بقیع دفن کردند امام حسین کنار قبر برادر نشستند اما برادران دیگر آمدند زیر بغلهای حسین را گرفتند ا کنار قبر برادر جداساختند .

اما آی دلهای آماده ، کنار نهر علقمه ، کنار بدن عباس حسین تنها بود ، کسی نبود زیر بغلهایش را بگیرد ، دستها را به کمر گرفتند فرمودند : اَلانَ اِنکسَر ظَهری وَقَلَّت حیلَتی …

************************
تشییع جنازه امام حسن مجتبی علیه السلام

عوض لاله و گل بر بدنت چوبه ی تیر نشسته به تنت

پیش چشمان حسین و عباس خون بریزد ز حجاب کفنت

بدن امام مجتبی را به طرف حرم پیغمبر حرکت دادند زینب منتظر بود .

مدینه چطور بدن برادر را تشییع کنند . هی از هجره بیرون میاد هی برمی گردد ، خواهر علاقه خاصی به برادر دارد .

خدایا کی حسینم بر می گردد ، کی عباسم بر می گردد از تشییع جنازه حسن ، یک وقت نگاه کند ببیند عباس دارد میاد ، همین که زینب را دید صدای گریه عباس بلند شد ، گفت عباسم حق داری گریه کنی ، آخر داغ برادر دیدی . صدا زد ، زینبم درسته ، اما نبودی ببینی بدن برادر را تیر باران کردند . امام حسین چوبه های تیر را در می آورد ناله می کرد ، صدا می زد : غارت زده به کسی نمی گویند که مالش را بردند ، غارت زده منم که داغ برادری مثل تو را دیدم ، برادر دیگر بعد تو محاسنم را خضاب نمی کنم ، همه حرفها را اینجا زد اما یک حرف را گذاشت برای علقمه ، آنجا دید فرق عباس شکافته صدا زد : حالا دیگر کمرم شکست .

************************
حسین چوبه های تیر را کنار زد

به یاد آن ساعتی که امام حسین چوبه های تیر را کنار زد وقتی بدن برادر را میان خاک گذاشت فرمود : غارت زده به کسی نمی گویند که مالش را برده باشند غار زده به من می گویند که بدن برادرم را با دست خودم میان خاک بگذارم .

آی دلهای آماده اینجا خم شد تیراز تابوت وبدن برادرش امام حسن بیرون آورد کربلا هم روی خاکها نشست تیر از چشم عباس بیرون آورد همه صدا بزنید حسین ….

*******************************************
ای شیر خدا را پسر

یا حسن ای شیر خدا را پسر همچو نبی از همه کس خوب تر

ای یکمین فرد بنی فاطمه سرور ذریّه زهرا همه

در ره دین سخت ترین امتحان بود همان صلح تو با دشمنان

دشمن از این صلح تو رسوا شده مشت عدو پیش همه واشده

دوست و دشمن به تو تهمت زدند در حرمت دست به غارت زدند

با غم دل سوختی و ساختی پرچم دین تا که برافراختی

ای پسر فاطمه روحی فداک شد جگرت در ره دین چاک چاک

قربان غربتت بروم آقا ، نامش غریب ، قبرش غریب ، تو خانه غریب ، در مسجد غریب ، در میان یارانش غریب ، پای منبر می نشست خطیب نا جوان مردانه تعریف ابوسفیان و معاویه می کرد جسارت به علی و فرزندان علی و فاطمه می کرد همه را امام حسن می شنید ، غربت از این بالاتر برای یک مرد می شود مگر، حتی در خانه محرم ندارد ، رحمت خدا بر این گریه هاتون ، آخر فاطمه خریدار اشک های شماست .

نقل می کنند: زائری از مدینه آمد مشهد ، حرم امام رضا ،دم در ایستاد .گفت : امام رضا در مدینه بودم به من گفتند امام رضا غریبه ، با هزار زحمت آمدم مشهد ، حالا می بینم حرم با صفایی داری ، این همه زائر، این همه خادم ،باز هم می گویند تو غریبی . آقا اگر می خواهی غریب ببینی پاشو بریم مدینه ، چهار تا قبر غریب نشانت بدهم . غریب امام مجتبی است حتی یک شمعی هم کنار قبرش روشن نیست .

مدینه موج اشک وآه دارد

مدینه موج اشک وآه دارد غم هجران رسول الله دارد

مدینه در عزا بنشسته امشب در شادی به مردم بسته امشب

مدینه شاهد داغی گران است که سوگ خاتم پیغمبران است

ز دست خلق پریشان است زهرا ز قطع وحی گریان است زهرا

حسن قبری ملال انگیز دارد حسن صبری شهادت خیز دارد

سلام ما به قبر بی چراغش

قلوب شیعیان سوزد ز داغش

شب رحلت خاتم الانبیا ، شب شهادت میوه ی دلش امام حسن مجتبی است،امشب هم برای پیغمبر گریه کنیم، هم برای کریم اهل بیت،با پای دل برویم خانه امام مجتبی،کاش امشب مدینه بودیم کنار قبر ویرانش می نشستیم برای غربتش اشک می ریختیم .

(یاد امام ، شهدا،اموات فیض ببرند)مرد هر مشکلی دارد، هر گرفتاری برایش پیش بیاید به محرم خانه اش می گوید ، فدای غربتت یا امام مجتبی در خانه محرم نداشتی ، چه کرد زهر با بدن امام مجتبی ، یک مرتبه صدای ناله آقا بلند شد آه جگرم .

یک لحظه ریخت در طشت یک عمر خون دل را

چون آب کوزه نوشید فرزند پاک زهرا

امام حسن آمد ، ابوالفضل آمد ،همه دور بستر امام حسن ، یک مرتبه دیدند زینب هی دست روی دست می زند می گوید : وای برادرم . من نمی دانم اینجا خیلی به زینب سخت گذشت وقتی در میان طشت خونابه جگر امام حسن را دید یا شام،در مجلس یزید ، وقتی نگاه کند ببیند سر بریده حسین میان طشت قرآن تلاوت می کند و …

متن روضه امام حسن مجتبی

************************
غریب مدینه

عالم از فیض تو می گردد گلستان یا حسن خار را فیض تو سازد لاله باران یا حسن

تو کریم اهل بیتی ای کریم اهل بیت خلق عالم بر درت محتاج احسان یا حسن

دشمنت کز دشمن در پیش رو دشنان داد شد خجل از وجودت ای دریای غفران یا حسن

خاک گیرد حائزت یا گرد راه زائرت درد بی درمان عالم راست درمان یاحسن

گرشوم بهر گدایی ساکن باب البقیع می فروشم ناز و بر ملک سلیمان یا حسن

دوست دارم چون چراغ لاله سوزم در بقیع آب گردم شمع سان در آن بیابان یا حسن

دوست دارم روی بگذارم به روی تربتت گرچه مانع می شود خصم تو از آن یا حسن

گفت پیغمبر که هر چشمی بگرید در غمت نیست در روز جزا آن چشم گریان یا حسن

مصطفی در کودکی بو سید لبهای ترا رازها در سینه ات می دید پنهان یا حسن

هر کسی از دشمنان آزار بیند لیک تو دیده ای از دوستان رنج فراوان یاحسن

گر چه عمری با جفای همرهانت ساختی سوختی هر روز چون چون شمع شبستان یا حسن

روز و شب خون شد دلت تا همسرت شد قاتلت ریخت در کامت شرار از زهر سوزان یا حسن

آنچه تو از یار دیدی دشمن از دشمن ندید ای غریب خانه ، ای مظلوم دوران یا حسن

از همین جا دلها مون را روانه مدینه کنیم ، ناله بزنیم برای غریب مدینه ، درسته علی اوّل مظلوم عالم است ،اما دل علی خوش بود همدمی مثل زهرا داشته ، تا چشمش به زهرا می افتاد غم های دلش برطرف می شد ، اما بمیرم برات امام حسن ، هر وقت می آمد خانه قاتلش روبرویش بود .

تا زهر اثر کرد فرمود: بروید خواهرم زینب را خبر کنید ، زینب آمد تا حال برادر دید ،دوید در خانه ابی عبدالله ، حسین جان بیا ، عباسم بیا ، همه آمدند کنار بستر امام حسن .

نمی دانم اینجا به زینب خیلی سخت گذشت یا آن ساعت که آمد گودی قتلگاه شمشیر شکسته ها را کنار زد ،نیزه شکسته ها را کنار زد لبهایش را بر آن رگهای بریده گذاشت همه بگوییم یا حسین .

منبع:متن روضه امام حسن مجتبی ع

متن روضه امام حسن مجتبی ع

القاب امام حسن مجتبی

القاب و کنیه امام حسن مجتبی علیه السلام

نوادۀ رسول خدا صلی الله علیه و آله را به لقب های زیر می شناختند :
امام دوم، ریحانۀ رسول خدا صلی الله علیه و آله ، زکی، سبط اوّل، سیدّ، طیّب، مصلح، تقی، ولی
رسول خدا صلی الله علیه و آله از شدت علاقه به او، او را (أبو محمد) نامید و بدان کنیه صدایش می زد . ابن شهر آشوب به القاب آن بزرگوار، امین، اثیر، امیر، برّ،حجّت، زاهد، قائم، مجتبی و وزیر را اضافه میکند و کنیه او را ابوالقاسم نیز می نامد.

سیمای امام حسن مجتبی علیه السلام

القاب امام حسن مجتبی

انس بن ملک دربارۀ امام حسن علیه السلام میگوید:
هیچ فردی از امام حسن علیه السلام شبیه تر به پیامبر صلی الله علیه و آله نبوده است .
احمد بن حنبل نقل از علی بن ابیطالب علیه السلام می نویسد :
(از سینه تا سر شبیه ترین فرد به نبی گرامی اسلام بود و حسین از سینه به پایین بیش ترین شباهت را به آن حضرت داشت)
ابن صبّاغ مالکی در زیبایی صورت و اعضای حسن بن علی علیه السلام می نویسد :
رنگ چهرۀ حسن بن علی علیه السلام سفید آمیخته با سرخی بود، چشمانش سیاه، درشت و گشاده، گونه هایش همواره، موی وسط سینه اش نرم، موی ریشش پر و انبوه، پشت گوشش پرمو، گردن آن حضرت کشیده، برّاق همچون شمشیری از نقره، مفاصلش درشت و دوشانه اش پهن ودور از یکدیگر بود، انسانی چهار شانه، میانه قد و نمکین که نیکو ترین صورت را داشت، ریش خود را با رنگ سیاه خضاب میکرد، مویش پر چین و کوتاه و قامتش رسا بود .
و اصل بن عطا گفته است:
صورت حسن بن علی علیه السلام چون سیمای انبیا و هیأت وشکل او همچون هیأت ملوک و امرا بوده است .

منبع: القاب  امام حسن مجتبی 

القاب امام حسن مجتبی